تبلیغات
بـــرو بچـــه های پیله - استقبال از نوروز
 
بـــرو بچـــه های پیله
درباره وبلاگ


گاهی حرف هایی هست که فکر می کنیم مخاطبی براش وجود نداره . یا نمی دونیم مخاطب این حرفا کیا هستن؟

اینجا را انتخاب کردم تا به قول دوستان بحرفم و سکوت سنگینی که سالها بر زندگیم سایه افکنده را بشکنم .
اینجا مامنی است برای گفتن حرفایی که به خاطر مصلحت ها و همرنگی با جماعت در نهانخانه دلم پنهان کرده ام...


مدیر وبلاگ : پروانه
نویسندگان
یکشنبه 10 فروردین 1393 :: نویسنده : پروانه

خونه تكونی خونه ما با خونه های دیگه فرق داره. اینجا همه برو بچه ها فرش های اتاق ها رو جمع می كنن  و دست جمعی میارن در محوطه خوابگاه .. یكی پودر میریزه دو سه نفر با جارو  روی فرش كف درست می كنن و یكی هم آب می گیره. معمولا آب گرفتن فرش و شلنگ گرفتن با اشرف هست. دختر قلدر مآبی كه بر خلاف جثه اش نصف بچه ها ازش حساب می برن. وقتی شستن فرش تموم میشه سه نفر که قوی هستن روی تیغه دیوار می ایستن و چند تا دیگه هم فرش رو بلند می كنن. تصویر بالا بردن فرش سنگین  و بچه هایی كه سرو لباسشون خیس شده و یك صدا فریاد میزنن  " یك ، دو ، سه ...بكش...بكش بالا"  و بعد  فرش های آویزون  روی دیوار محوطه شبانه روزی از اون تصویرایی است كه سالها در ذهن حك میشه و توی هیچ خونه ای همانندش پیدا نمیشه.  شستن در و دیوار و كف اتاق ها ، پتوها ، مرتب كردن و تغییر دكوراسیون چند تا تخت و كمدهای فلزی و چوبی که خاص خونه ی ماهست و بعد سفره هفت سین و ماجراهای بیاد ماندنی اش...

 سفره هفت سین همیشه تو اتاق تلویزیون پهن میشه. اتاقی كه همه بچه ها اونجا جمع میشن و اگر فیلم خوب و یا فوتبال جام جهانی باشه مملو از جمعیت بزرگسال میشه. بزرگسال که چه عرض کنم دخترای ۱۵ تا 22 سال که یه جورایی از لحاظ تحصیلی و عقلی از بقیه بهترن و تعدادشون تا ۳۰ نفر هم میرسه .  خوابگاههای دیگه مخصوصا بخش عقب افتاده های ذهنی و ایزوله ها بچه هایی هستن که سنشون از ۲۵ سال هم بیشتره... 

وسایل سفره هفت سین از آشپزخونه مركزی واقع در محوطه اصلی شبانه روزی تهیه میشه. منیژه خانم رئیس آشپزخونه كدبانوی باسلیقه ای است كه برای همه خوابگاهها از چند روز مونده به عید سبزه میاندازه. مشاهده سینی های سبزه پشت شیشه آشپزخونه  كه هر روز در حال جوونه زدن و رشد هستن و  دیدن خانم های سفید پوش و آقایون كلاه سفید - كه مشغول درست كردن ناهار و شام جمعیت 300 نفری شبانه روزی از نوزاد گرفته تا پرسنل شبانه روزی هستند- تصویر رویایی از تحرك و پویایی همراه با شورو نشاط عید در همه ما زنده میكنه. روبروی آشپزخونه مركزی محوطه بزرگ و سر سبزی است كه  با درخت های همیشه سبز سرو و كاج ، درخت های نارنج و گل های رز سفید و قزمز و صورتی رنگ آمیزی شده. آقای دهقان باغبان شبانه روزی هم در این بزم نوروزی شركت میكنه و گلهای بنفشه و میمون دور تا دور چهار تا باغچه بزرگ محوطه می كاره و در خلق تابلوی رنگ آمیزی شده "نوروز و شبانه روزی"  سهیم میشه.

وقتی سفره هفت سین چیده میشه همه بچه ها با لباس های نو دور اون جمع میشن . ...تیك تاك تیك تاك...سال یكهزارو سیصد و هفتادو...بر شما مبارك...همه بچه ها بلند میشن و دست و روبوسی میكنن. اینجاست كه كمدی و تراژدی جالب اتفاق می افته. ارشد بچه ها تصمیم میگیره بچه هایی كه كینه شتری دارن و یكسال با هم قهر بودن رو آشتی بده. هر كدومشون به یه سمتی میرن. برنامه كشتی ارشد بچه ها با اونایی كه قهرن شروع میشه...بیا...دستت رو بده به من...بِكِش...صورتتو بیار...بدو دیگه...آهان ...نزدیكتر...صورت هم رو ببوسید...آشتی كنید...اه خجالت بكشید...بچه های دیگه با كف و سوت شاهد آشتی كردن اشرف و پری هستند كه همیشه با هم قهرند و باید اعتراف کنم این آشتی زوركی هم تا پایان سیزده و گاهی فقط یك هفته دوام میاره...

بعد از چند ساعتی از تحویل سال رئیس شبانه روزی حاج آقا دوست داشتنی ما و بقیه دارو دسته اشان برای عیدی دادن پیداشون میشه و برای ما آرزوی سالی خوش میكنن و تصمیم میگیرن كه آیا میریم مسافرت یا خیر؟ و بعد هم سرو كله ایرج خان، خیر معروف، پیداش میشه كه با ماشینش تو محوطه شبانه روزی ویراژ میده تا بچه های كوچكتر به امید گرفتن عیدی و لباس و روسری نو دوتادورش حلقه بزنن... و بعد ...

دلتنگی روزهایی كه هیچ وقت تكرار نخواهد شد...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 6 آبان 1393 12:58 ق.ظ
دلتنگی روزهایی كه هیچ وقت تكرار نخواهد شد...

فصلی مشترک در زندگی همه ی آدم ها
پروانه سلام بر مهمان عزیزی كه حبیب خداست

تاریخ هیچ وقت تكرار نخواهد شد. نمی دانم خوبه یا بد؟ به هر جهت دلتنگی تكرار نشدنش برای خودش داستانی است...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.