تبلیغات
بـــرو بچـــه های پیله - مطالب اردیبهشت 1396
 
بـــرو بچـــه های پیله
درباره وبلاگ


گاهی حرف هایی هست که فکر می کنیم مخاطبی براش وجود نداره . یا نمی دونیم مخاطب این حرفا کیا هستن؟

اینجا را انتخاب کردم تا به قول دوستان بحرفم و سکوت سنگینی که سالها بر زندگیم سایه افکنده را بشکنم .
اینجا مامنی است برای گفتن حرفایی که به خاطر مصلحت ها و همرنگی با جماعت در نهانخانه دلم پنهان کرده ام...


مدیر وبلاگ : پروانه
نویسندگان
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : پروانه

وقتی چتر انتخابات باز میشه به همه جا سایه میاندازه. شبانه روزی ما هم از این قاعده مستثنی نبوده و نیست.

یکی از همین روزهای انتخابات ریاست جمهوری بود.  یکی از صندوق های اخذ رای را در نگهبانی شبانه روزی ما گذاشتند. رئیس شبانه روزی و برخی از پرسنل اداری هم اون روز اومده بودند. خانمی که در امور اداری کار میکرد و مسئول پرونده ها بود شناسنامه همه بچه هایی که حق رای داشتند از پرونده هاشون استخراج کرده بود. اون موقع شناسنامه ها دست خودمون نبود.علتش شاید این بوده که فکر میکردند ما ارزش این دو برگ مهم رو نمی دونیم و ممکنه پاره اش کنیم.

در بین بچه هایی که حق رای داشتند عده ای بودند که قدرت تشخیص نداشتند و از لحاظ عقلی عقب افتاده بودند. البته نه اینکه ما قدرت تشخیصمون خیلی بالا بود. نه اینطوری هم نبود. هنر ما این بود که خودمون می توانستیم اسم کاندیدایی که رئیسمون می گفت رو بنویسیم. اون بچه ها هم چون نمی توانستند، یکی مسئول شده بود و برگه هاشون  رو پر میکرد.

اون موقع ما نمی دونستیم چقدر این رای ها مهم هست! 

الان هم نمی دونیم چقدر رای ما مهم است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :